تبليغاتX
پاسور عشق

پاسور عشق

من دارم تو آدمکها میمیرم

قلب مرا ميان غمت جا گذاشتي

تا در حريم غربت من پا گذاشتی

رفتي و در سكوت تماشا نموده ام

تنهايي ‌‌ِ مرا تو چه تنها گذاشتي

رفتي و سهم عشق براي دل تو بود

سهمي براي اين دلم آيا گذاشتي ؟

يك بغض كال، يك سبد از درد بي كسي

سهم من غريب كه اينجا گذاشتي

گفتي بهار مي رسد اما دروغ بود

در قلب من غمي چو اهورا گذاشتي

مجنون ديگري شدي و دشت پيش روت

من را ميان غصه چو ليلا گذاشتي

گفتي كه از بهشت نصيبي نبرده اي

آن را تمام گردن حوا گذاشتي

يك قطره اشك سهم من از روزگار شد

در لحظه اي كه پاي به دنيا گذاشتي

+نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت19:59توسط آتش | |

330.jpg    

مرده ام،به خدا دیگر جانی در بدن نخواهم داشت                              

آخرآیااین بود آری ای دوست این بود؟؟؟

به خدا اگر چونین باشد

دگر نخواهم گفت دوستت دارم.که این نیست رسم مردانگی....

چه بگویم که توخود آگاهی!!!

ازدل برده ی من که به دستت افتاد

وتو آری تو،آنرا سوزاندی....

این نبودرسم آن مردانگی،

به خدایم سوگند این نبود رسم محبت 

                                                         رسم آن دلدادگی!!!

+نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت11:35توسط آتش | |

 

نمی دانم چرا امشب واژهایم خیس شده اند

مثل آسمانی که امشب می بارد

واینک باران

بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند

وچشمانم را نوازش می دهد

تا شاید از لحظه های دلتنگی عبور کنم

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت15:43توسط آتش | |

a16.jpg

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت15:19توسط آتش | |

10543f815af7d7e7cac644ab35055155f4c_h.jpg

شبهامون آخ چه چه تاریکو چه سرده

دلامون جای غمه لونه ی درده.

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت15:18توسط آتش | |

+نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت11:39توسط آتش | |

 

+نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت11:31توسط آتش | |

+نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت11:25توسط آتش | |

مگر دردناک تر از این هم میشود

 که تمام چمدان هایم تو را فریاد میزنند

و من برای دیدنت

چشمانم را به خواب میبرم!!!

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت11:2توسط آتش | |

 

رسم وفا

بی وفایی کن  وفایت  می کنند

                                    با وفا باشی خیانت می کنند

مهربانی گرچه آیین خوشی است

                                    مهربان باشی رهایت می کنند


+نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت13:14توسط آتش | |